نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۶ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مثنویات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

به ایرانیان روس بیداد کرد

گمانش که ایران تهی شد ز مرد

چو بیشه تهی ماند از نره شیر

شغالان در آیند در وی دلیر

تن خفته را مرده پنداشتند

پدید آمد آن کارزو داشتند

که خسبیده در بستر و مست خواب

تهی باشد از هوش و نیروی و تاب

شبیخون زند دزد مر خفته را

کند سخره فرزانه آشفته را

تنی را که جنبش ندارد ز خویش

نداند بد از خوب و اندک ز بیش

چه بر خاک باشد چه بر تخت عاج

چه در گور خسبد چه اندر دواج

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصرف و ظلم روس‌ها به ایرانیان اشاره دارد. شاعر با بیان اینکه ایران در شرایطی نظیر یک شیر خفته است که دیگر قدرتی ندارد و به همین خاطر به راحتی مورد تجاوز قرار می‌گیرد، به احساس ناامیدی و ضعف ملت اشاره می‌کند. شغال‌ها به عنوان نماد تجاوزگران و دزدان، به راحتی به سراغ ایران می‌آیند زیرا آن را تهی از نیرو و هوش می‌بینند. در نهایت، شاعر به این حقیقت اشاره می‌کند که وقتی یک ملت در خواب و غفلت به سر می‌برد، چه فرقی می‌کند که در گور باشند یا بر تخت پادشاهی؛ بی‌تحرکی آن‌ها به راحتی سبب سقوطشان می‌شود.