نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - پادشاهی دَیِوکَس نخستین شاه ماد افسرالملوک عاملی

افسرالملوک عاملی / کوروش نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دِیُوکِس، نخستین شَهِ ماد بود

وز او سر به سر، کشور آباد بود

بسی بود آن شاه با عدل و داد

کریم و جوانمرد و نیکو نهاد

گزیدند او را به شاهنشهی

نشاندند وی را به گاهِ مِهی

چو بر گاه شد شاهِ با عدل و داد

کلاهِ بزرگی به سر بر نهاد

بفرمود تا شارسان ساختند

یکی شهر زیبا بیاراستند

در آن شارسان هفت دژ شد پدید

چنان شهر تا آن زمان کس ندید

یکی بر یکی برتری داشتی

که بر آسمان سر برافراشتی

چو رنگین کمان، هفت دژ شد عیان

که از هفت اورنگ بودی نشان

ز سبز و سفید و ز سرخ و ز زرد

بنفش و سیه‌رنگ و هم لاژورد

چو جنت یکی شهر آمد پدید

چنو در جهان کس ندید و شنید

ببخشید شه، نعمتِ بیکران

هنر پروران را کران تا کران

سپس جشن شاهانه آراستند

به شادی فزوده ز غم کاستند

بر او هکمتانه نهادند نام

فشاندند دست و گرفتند جام

ز غوغای طبل و ز آوای کوس

بلرزید نُه گنبدِ آبنوس

بدین گونه شه، کشور آباد کرد

یکی شهر، هر گوشه بنیاد کرد

چنین‌اند شاهانِ نیکو سرشت

که سازند دنیا چو باغ بهشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از دیوکس، نخستین شاه ماد، سخن می‌گوید که با عدل، داد و جوانمردی مشهور بود. او به عنوان پادشاه انتخاب و بر throne نشسته است. دیوکس فرمان می‌دهد که شهری زیبا ساخته شود که هفت دژ در آن وجود دارد و هر دژ به رنگی مختلف با نمایی خیره‌کننده طراحی شده است. این شهر به گونه‌ای زیبا و بی‌نظیر است که تا آن زمان کس آن را ندیده است. دیوکس به هنرمندان نعمت و ثروت می‌بخشد و جشنی بزرگ برای شادمانی برگزار می‌کند. شهر جدید به شکلی آباد و خوش‌آیند، شبیه به باغ بهشت، به وجود می‌آید و این نشان از نیکویی سیرت شاهان دارد که در پی آبادانی جهان هستند.