بخش ۱۰ - سلاله ی فریدون میرزا آقاخان کرمانی
میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
خوشا وقت شاه، آفریدون گرد
که کلدانیان را زایران سترد
پی ماردوشان از آن جا برید
دگر شوکت اژدها کس ندید
بپرداخت نااهریمنان خاک را
برانداخت آیین ضحاک را
که از پشت گاوان خورش داشتند
ز مغز گوان پرورش داشتند
فریدون لقب بد بفرزانه
ولیکن بدش نام او کشتره
نژادش زآبادیان مهین
که کلدانیان خواندند آبتین
پدر اشکیان پور اسپیله کاو
به نیروی او کس نیاورده تاو
یل کاوه که او بد چو شیر ژیان
به جا ماند از او اختر کاویان
خوشا گاه پیروز با تاج و گاه
همان روزگار منوچهر شاه
که بودند از دخت آشور شه
که گشته به سرو یمن مشتبه
همان ملک ایراک بد جایشان
فروزان چو استاره بد رایشان
همان گاه کابوجیا و شراک
که بخشید بر شاه توران اراک
خنک آرش نامور کان دلیر
به آمل زرویان بیفکند تیر
گر پرس مگر نام آن جنگ بود
که اغریرثش خوانده مرد یهود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، به دوران پادشاهی شاه آفریدون اشاره شده است که کلدانیان را شکست داد و بر ضد ماردوشان اقدام کرد. در این زمان، دیگر کسی از شوکت اژدها خبری نداشت و بدیهای ضحاک از میان رفت. شخصیت فریدون به عنوان یک قهرمان و پادشاه فرزانه معرفی میشود که نژادش از آبادیهای بزرگ است. او با نیروی خود بر دشمنان غلبه کرد و یل کاوه، که قهرمانی چون شیر بود، در کنارش قرار داشت. همچنین به روزگار منوچهر شاه اشاره میشود که آن زمان، سرزمینها در حال تغییر بودند و شخصیتهای دلیر مانند آرش، تیر را به جنگ افکندند. در نهایت، به جنگی اشاره میشود که نامش مرتبط با مرد یهود است.