نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۴ - پادشاهی توس میرزا آقاخان کرمانی

میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

پس آنگه مغان انجمن ساختند

یکی شاه بر تخت بنشاختند

شه نوذران کش بدی نام توس

هریدوت داناش خواند دیوس

بیامد به تخت مهی برنشست

شهی بود با داد و دانش پرست

بر آراست آن کاویایی درفش

اباکوس و پیلان و زرینه کفش

همه برج ها کرده بد سرخ و زرد

چو زرین و سیمین و هم لاجورد

که روشن روان بود و بیدار بود

به داد و به دانش سزاوار بود

بیاورد از بلخ آتشکده

نگه داشت آیین جشن سده

ز شهر دیاکو یکی دخت خواست

چو کار بزرگی بر او گشت راست

پدید آمد از وی فریبرز راد

که خواند فراورتسش هیرداد

بگاه مهی شد یکی شاه نو

گمانم که بد او سیاوخش کو

خوشا گاه فرخ تیوس بزرگ

که بامیش خوردی همی آب گرگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این داستان، مغان جلسه‌ای برگزار کردند و شاه نوذران، که به نام توس معروف بود، بر تخت نشست. او همچون هریدوت، دانا و عالم بود. شاهی با صفات خوب و دارای علم و دانش بر سر کار آمد و پرچم کاویانی را به همراه داشت. او دژی رنگین و زیبا ساخت و آتشکده‌ای از بلخ به جشن سده آورد. از یک دختر شهر دیاکو، فرزندی به نام فریبرز راد متولد شد. در نهایت، به زمان پیشرفت و خوشبختی اشاره می‌شود.