نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴۵ - شاهنشاهی ارزاس میرزا آقاخان کرمانی

میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بیاراست پس تاج الماس را

نشانید بر تخت ارزاس را

که شه را یکی پور بد خردسال

دگر دوده را کشت آن بد سگال

چو سالی دو ارزاس شاهی نمود

به دل کینه با گواسش فزود

چو آگه شد ارزاس را هم بکشت

همه تخت شاهیش آمد به مشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این بیت‌ها، فردی به نام "ارزاس" تاج الماس را بر تخت می‌نهد و به عنوان شاهی حکمرانی می‌کند. او فرزندی خردسال دارد، اما به خاطر کینه‌ای که در دل دارد، به دشمنی به نام "گواس" حمله می‌کند. پس از دو سال حکمرانی، با اطلاع از نقشه‌های گواس، او را می‌کشد و همه قدرت و تخت سلطنت را به چنگ می‌آورد.