شمارهٔ ۱۱۲۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سگ توییم و بر آن در شکسته حال خوشیم
سبوی بخت شکستیم و باسفال خوشیم
ترا شکست مباد ایمه تمام که ما
به دلشکستگی خویش چون هلال خوشیم
دو روز عمر بما گر وفا کند چون نوح
نه یک دو روز که باغم هزار سال خوشیم
خیال وصل تو خوشحال میکند ما را
وصال چون ندهد دست با خیال خوشیم
نگاه کن سوی مجنون وشان خویش که ما
بیک نگاه ز چشم تو ایغزال خوشیم
کمال عشق و محبت غمست ای اهلی
خوشیم باغم و در غایت کمال خوشیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزل به توصیف آرزوها و عشق عمیق شاعر به محبوبش میپردازد. شاعر احساسات عمیق خود را نسبت به محبوب توصیف میکند و میگوید که این آرزوهای غیر ممکن همچون عشق و زیبایی او را مجذوب کرده است. در این شعر همچنین به زیبایی و کمال محبوب اشاره شده و بیان میشود که هیچ کس نمیتواند به اندازه او زیبا باشد. شاعر به عشق و انتظار وصال اشاره کرده و از قطع امیدش از خود و وصال میگوید. در نهایت، او تصریح میکند که در حرم وصال محبوبش، جای خاصی برای انسانهای معمولی وجود ندارد.