نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۳۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

چند نالم ز غم و شهر پر آوازه کنم

چون سگان ریش کهن را بزبان تازه کنم

شوقم اندازه حسن تو ندارد ایمه

کی توانم که نظر بر تو به اندازه کنم

چشم بستم ز تو و عشق نه آنست که من

تکیه بر ملک دل از بستن دروازه کنم

گر تو ای تازه خط از زلف نبخشی تاری

نسخه جان پریشان بچه شیرازه کنم

اهلی از عشق چو بلبل نکنم ناله که من

عشقبازی نه پی شهرت و آوازه کنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و دلبستگی شاعر می‌پردازد. شاعر دربارهٔ عشق و دل‌بستگی‌اش صحبت می‌کند و می‌گوید که دل‌باختگی در عشق گاهی می‌تواند به درد و رنج منجر شود. او به زهر چشم معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی این زهر می‌تواند به شیرینی تبدیل شود. همچنین، شاعر به بوسه‌ها و لحظات وصال اشاره دارد و از شیرینی آن‌ها صحبت می‌کند. در نهایت، او به وضعیت خراب خانه‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که این خراب شدن نشانه‌ای از عشق اوست.