نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۵۷ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نشاید با لبت غیری چو طوطی هم‌نفس دیدن

که از خال تو هم نتوان برین شکر مگس دیدن

بهشت وصلت از جور رقیبان دوزخ من شد

که در یک دیدنم صد بار باید پیش و پس دیدن

قفس بر مرغ جانم ای اجل بشکن که مشکل شد

حریفان را به گل در حرف و خود را در قفس دیدن

مرا از دیدنت گر دین و دنیا شد چه غم باشد

که می‌ارزد دو عالم بر جمالت یک نفس دیدن

اگر بخت زبون دارد چنین دست مرا کوته

به شاخ آرزو هرگز نخواهم دسترس دیدن

چو یعقوب از غم یوسف ز عالم دیده پوشیدم

که من بی‌دوست در عالم نخواهم هیچکس دیدن

نظر بر غیر اهلی را دو جر مست ای گل خندان

یکی از گل نظر بستن یکی بر خار و خس دیدن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از شاعر معروف ایرانی، به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق می‌پردازد. شاعر با کنایه به رنگ سبز و سیاه، ویژگی‌های ظاهری و باطنی معشوق را شرح می‌دهد و بیان می‌کند که حتی با وجود گزندهای عشق و جفاهای معشوق، وفای خود را ارزشمندتر از جفا می‌داند. در نهایت، شاعر به ناامیدی از بخت و تقدیر اشاره می‌کند و از سرنوشت خود نالان است.