نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۶۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر بوسه دهی زان لب خندان که دهم جان

بوسم دهن تنگ تو چندان که دهم جان

ارزان بود از بوسه خرم از تو به جان لیک

هرگز ندهی بوسه‌ام ارزان که دهم جان

خضر ره من شو که درین ظلمت دوری

نزدیک شد ای چشمهٔ حیوان که دهم جان

هرچند به عیسی‌نفسی جان دهی‌ام باز

بازآ نفسی پیشتر از آن که دهم جان

بر باد دهم جان به هوای تو چو اهلی

گر باد رساند ز تو فرمان که دهم جان

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوب خود می‌پردازد و او را مانند ماه و نور چشم عاشقان می‌داند. محبوب، تسکینی برای دل‌های رنج‌کشیده است و دیدن او باعث می‌شود که عاشقان هیچ‌گاه سیر نشوند. شاعر از لطافت و دل‌نشینی حضور محبوب یاد می‌کند و این‌که دیدن او دلی پر از عشق و امید به بهشت را در انسان زنده می‌کند. او همچنین به جاودانگی عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که تا زمانی که خاطره محبوب در دل‌هاست، عشق زنده و پایدار است.