نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷۶ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دل که جای تست چون سازیم جای دیگران

چون ترا بیرون کنیم از دل برای دیگران

ما خود اندر کنج غم سوزان بتاریکی ز بخت

برق آه ما بود شمع سرای دیگران

ذره ذره گر کند خورشید عشقش جان ما

ذره یی هرگز نبینی در هوای دیگران

درد خود را از خموشی ساختم درمان ولی

سوزم از طعن و نمیدانم دوای دیگران

دور افکندی ز خود چونمرغ بسمل وقت قتل

می طپم در خون که میمیرم بپای دیگران

هرکه شد بی بهره از نور رخت ای آفتاب

سایه وار افتد بغیبت در قفای دیگران

غرقه غم اهلی از بیگانگیهای تو شد

ور بخون گردد نگردد آشنای دیگران

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلدادگی است. شاعر از معشوقه‌اش درخواست می‌کند که به او توجه کند و برای او دعا کند. او از درد جدایی و فراق شکایت دارد و به صبح سعادت دعا می‌کند تا به او نظری بندازد. همچنین از معشوقه‌اش می‌خواهد که درک کند که عشقش به او، به خاطر خداوند است و نه خود او. شاعر اشاره می‌کند که عشق مانند زلف معشوقه‌اش پیچیده و دشوار است و از او می‌طلبد که وعده‌اش را وفا کند. در نهایت، او به این نکته اشاره می‌کند که عشق واقعی نیازمند صبر و ایثار است.