شمارهٔ ۱۱۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
بر صید حرم تیغ مزن زانکه حرام است
کار دل صد خسته به یک غمزه تمام است
در خیل محبان تو مجنون که شناسد؟
عشاق تو بسیار، بگوییم کدام است
جام جم ما درد سفال سگ او بس
جم با همه حشمت سگ این دردی جام است
آنجا که محبت فکند سایه به هیبت
سلطان جهان بنده فرمان غلام است
عمری است که من در طلب کعبه وصلت
از شام به صبحم نظر از صبح به شام است
در مذهب اهلی بخلاف همه عالم
می گرچه حلال است ولی بی تو حرام است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و عاشقی است. شاعر به زبانی زیبا و تمثیلی بیان میکند که عشق به معشوق، حریم دارد و باید با احتیاط برخورد شود. او میگوید که در جمع عاشقان، تشخیص مجنون واقعی دشوار است و عشق واقعی عمیقتر از ظواهر است. شاعر بر این باور است که تمام زیباییها و لذتها در عشق به معشوق است و بیحضور او، هر چیزی حرام و بیمعنی میشود. در نهایت، او به تلاش مداوم خود برای رسیدن به معشوق اشاره میکند و بیان میکند که همه چیز در عشق او معنا پیدا میکند.