شمارهٔ ۱۲۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دل اهل نظر از نرگس شهلا با تست
نظری جانب ما کن که نظرها باتست
چشم و ابروی خوش و سرو قد و روی چو گل
آنچه اسباب جمال است مهیا باتست
فتنه برخاست چو برخاستی ای بت بنشین
که بلای دل و دین زین قد و بالا با تست
سوخت از یک نگه آن چشم سیه جان مرا
چه بلا نرگس مست ای گل رعنا با تست
برده یی دست به چوگان سر زلف چو ماه
گوی خوبی زده یی معرکه حالا با تست
ای طبیب دل و جان چون گذریم از در تو
ما همه خسته دلانیم و مداوا با تست
اهلی، ازبندگی پیر مغان خوشدل باش
کزدم او نفس خضر و مسیحا با تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و شاعر از دلباختگی خود نسبت به او سخن میگوید. او از ویژگیهای ظاهری معشوق مانند چشم و ابرو، قامت و زیباییاش تمجید میکند و آن را عاملی برای فتنه و عذاب دل میداند. شاعر از یک نگاه معشوق به درد و رنج خود اشاره میکند و به او بهعنوان پزشک دل و جانش مینگرد. در انتها، به اهمیت زندگی در خوشی و خوشدلی ضمن ذکر خاطرات نمایش عشق و جاودانگی اشاره میشود. شعر احساس عمیق و وابستگی به معشوق را به زیبایی منتقل میکند.