نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۹۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

من اگر شکسته عهدم تو وفای خود نگه کن

به خطای من چه بینی به عطای خود نگه کن

به ره تو شهسوارا ز فرشته ره نباشد

به سر خودت که گاهی ته پای خود نگه کن

به درون نامرادان منگر به تیره‌بختی

تو که کعبه مرادی به صفای خود نگه کن

به وفا که در قیامت چو برآورم سر از گل

چو گلم کفن به خون تر ز جفای خود نگه کن

تو در آینه نگنجی که جهان حسن و نازی

به دو چشم عاشقان آ همه‌جای خود نگه کن

همه روز چند اهلی گله از جفای آن مه

همه جور او چه بینی گله‌های خود نگه کن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عدم اعتماد به دیگران و ناامیدی از وعده‌ها و امیدهای بی‌اساس می‌پردازد. شاعر می‌گوید که نباید به کسی اعتماد کرد، زیرا در آخر تنها درد و غم به همراه می‌آورد. دعاها و خوبی‌ها نیز نمی‌توانند آتش دل را خاموش کنند و باید از ناراحتی دیگران دوری کرد. او به ساقی توصیه می‌کند زیاد صحبت نکند و غفلت نکند، زیرا هر چه بیشتر بخواهد، مشکلات بیشتری به وجود خواهد آمد. همچنین، او به وفای دنیا و نشانه‌های محبت آن شک دارد و معتقد است که بهتر است به جای خوش خیالی، به زخم‌های دل خود توجه شود. در نهایت، اگر کسی یاد تو نکند، تو نیز نباید به یاد او باشی.