نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۳ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

حسنت نمک آمیز و لبت نیز چنین است

کان نمکی هر چه تو داری نمکین است

گر بحر بلا موج زند باک ندارم

بیمی اگرم هست از آن چین جبین است

تا روی زمین زیر کف پای تو به دید

مه با همه قدرش حسد از خاک زمین است

غافل مشو ای یوسف جان کز پس و پیشت

صد گرگ زهر گوشه کناری به کمین است

ابروی تو دل دزدد و محراب مراد است

چشم تو ره دین زند و گوشه نشین است

هرچند دل آویز بود صورت نقاش

پیش تو چه جان دارد اگر صورت چین است

یارب چه سعادت طلب است این دل اهلی

کز محنت تن دور و به وصل تو قرین است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که درباره عشق و زیبایی‌ها صحبت می‌کند. شاعر به زیبایی‌های معشوق خود اشاره می‌کند و از نمکین بودن لب‌های او سخن می‌گوید. او با وجود مشکلات و بلایا، از عشقش هیچ واهمه‌ای ندارد و تنها نگران چهره معشوق است. شاعر به مقایسه معشوق و زمین می‌پردازد و بیان می‌کند که حتی ماه نیز به خاک زمین حسادت می‌ورزد. در ادامه، شاعر هشدار می‌دهد که در عشق، خطرها و وسوسه‌ها از هر کناری وجود دارد. او به ابروی معشوق اشاره می‌کند که دل‌ها را می‌دزدد و زیبایی چشمان او را ستایش می‌کند. در نهایت، شاعری از دوری از درد و نزدیکی به وصل معشوق خود در خوشبختی سخن می‌گوید.