شمارهٔ ۱۳۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر بدامن گردی از آن رهگذر می بایدت
دامنی از دامن گل پاک تر می بایدت
گر امید وصل باشد در قیامت دور نیست
ایکه عاشق میشوی صبر اینقدر می بایدت
ورچراغ وصل میخواهی که افروزی چو شمع
آه گرم و گریه شام و سحر می بایدت
گر دلت خواهد که نور دیدها باشی چو شمع
جان من دلجویی اهل نظر می بایدت
ای که گویی فکر وصل او به نقد جان کنم
راست می پرسی زمن فکری دگر می بایدت
دست از خود همچو طوطی باید اول شستنت
اهلی از لعل لب او گر شکر می بایدت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و نیازهای آن میپردازد. شاعر بیان میکند که برای دستیابی به عشق و وصالی واقعی، باید ویژگیها و اصول خاصی را رعایت کرد. از جمله اینکه، صبر و تحمل در عشق ضروری است و برای ایجاد ارتباط عمیق، انسان باید از خودگذشتگی نشان دهد. همچنین، شاعر به اهمیت احساسات واقعی و همدلی در عشق اشاره میکند و میگوید برای دستیابی به نور عشق باید دلجویی و توجه به دیگران داشته باشیم. در نهایت، اشاره میکند که عشق واقعی نیاز به شایستگی و پاکی دارد و برای درک و لمس واقعی آن، باید به عمق احساسات و آداب عشق توجه کرد.