شمارهٔ ۱۲۴۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
زهی ز عارض تو گلرخان حجاب زده
شکسته رنگ چو گلهای آفتاب زده
رخ تو گلشن حسن است و نرگس مستت
میان لاله و نسرین فتاده خواب زده
من از لب تو خرابم همآن دوای منست
که هم شراب یرد زحمت شراب زده
ز شور و گریه و خونابه دلم پیداست
که خنده تو نمک بر دل کباب زده
خیال سبز خطی بست دیده اهلی
نظر کنید که نقشی عجب بر آب زده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر حالتی خوش و شاداب از عشق و دلدادگی است. شاعر از احساسات خود نسبت به معشوق سخن میگوید و بیان میکند که دلش در حکایتی عاشقانه غرق شده است. او از درد و رنج ناشی از این عشق نیز صحبت میکند و به تعبیر نمک و تیر جفا اشاره میکند که نشاندهنده زخمها و مشکلات ناشی از عشق است. به طور کلی، شعر حس و حال شیرین و تلخ عشق را به تصویر میکشد.