شمارهٔ ۱۲۳۷ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
هر که آن گل پا نهد در دیده نمناک او
عاقبت شاخ گلی سر بر زند از خاک او
همچو آهو باز خواهم دیده را بعد از هلاک
تا سر خود را بینم بسته فتراک او
آتش دوزخ ز آب کوثرم خوشتر بود
گر بود در پیش چشمم روی آتشناک او
جان آنصاحب نظر آیینه عین دلست
کز غبار دیگران دورست چشم پاک او
میشود دود دلم از سینه چونسروی بلند
هر گه آرم در نظر سر و قد چالاک او
هر که در دل تلخی عشق است او را خوشگوار
زهر باشد از لب نوشین لبان تریاک او
کس سخن نزدیک اهلی چونکند از ترک عشق
زانکه دورست اینسخن بسیار از دراک او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و عشق اشاره میکند و به اهمیت ارتباطات عاشقانه میپردازد. او با بیان اینکه پاسخ سلام، نماد ارتباط عمیق بین معشوق و عاشق است، به معنای عشق و احترام در روابط اشاره میکند. همچنین، شاعر به درد و رنج عاشقان از جفای معشوق و رقابتها در عشق پرداخته و خواستههای روحی و عاطفی خود را ابراز میکند. او همچنین به نابرابری و بیعدالتی در عشق اشاره میکند و از ساقی میخواهد که بر دردها و غمهای عاشقان رحم کند. شعر دارای بار عاطفی و اجتماعی است که بر احساسات عمیق انسانی تمرکز دارد.