نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

زلف سیه شانه کن جام مدامی بده

سلسله عشق را باز نظامی بده

روز قیامت کسی گر نبود باورش

سروقد خویش را خیز و خرامی بده

کشته هجر توام پرسش من کی دمی

اولم از لطف خویش جان بسلامی بده

مرغ دل رفته را تا بکف آرم دگر

از خط و خال خودت دانه و دامی بده

بر من مخمور غم رحم کن ای میفروش

گر نبود صاف می دردی جامی بده

سلطنت جاودان دولت عشقست و بس

یارب از این دولتم بخش تمامی بده

حسرت شیرین لبان تا بکی ای بخت بد

اهلی ناکام را زینهمه کامی بده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف وضعیت انسانی و اجتماعی در دوران طوفان نوح پرداخته و به مضامینی چون سرنوشت و ناپایداری اشاره می‌کند. شاعر با استفاده از تصاویر عمیق، نشان می‌دهد که چگونه پاکان و نیکان در دنیای پر از شر و مشکلات، به خاک و غفلت سپرده شده‌اند. به طور خاص، او به سرگرمی‌های بی‌فایده و داستان‌های پرهزینه اشاره می‌کند که به آدمی نمی‌آموزند. در ادامه، شاعر به توصیف عشق و چشمان مست پرداخته و به تضاد بین عشق و جامعه اشاره می‌کند، جایی که عشق و احساسات عمیق فرد را از هنجارهای اجتماعی دور می‌کند. در کل، این شعر حاوی تاملات عمیق درباره زندگی، عشق و ناپایداری جهان است.