شمارهٔ ۱۲۶۷ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مرغ غافل چه دل آسوده بنظاره شده
که بهر غنچه ازین باغ دلی پاره شده
صحبت خلق جهان مایه آزار دل است
ای خوش آندل که بکوی عدم آواره شده
از ستمهای تو ایماه که نالد بفلک
که فلک همچو تو بد مهر و ستمکاره شده
عاشقان تو بشبگیر در آن قافله اند
که چراغ رهشان ثابت و سیاره شده
آه ازین سنگدلی وه که اثر در تو نکرد
آب چشمم که رهش در جگر خاره شده
جان همه لطف تو اهلی سگ تو
چاره او کن از الطاف که بیچاره شده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به حسرت و عشق میپردازد و بیانگر جانفشانی برای معشوق است. شاعر از بیتوجهی معشوق به دلباختهاش گلایه دارد و به ویژگیهای شیرین و دلنواز او اشاره میکند. او به قدرت شراب عشق و تأثیر آن بر جان عاشق اشاره دارد و بیان میکند که حتی عقل نیز در برابر زیبایی معشوق درمانده است. در نهایت، شاعر از عشق و دیوانگی به عنوان صفات والای عاشق و عارف صحبت میکند.