نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ساقیا می بقدح ریز و ببد مست مده

مصلحت نیست جز این مصلحت از دست مده

بیخطا سنگدلان شیشه دل می شکنند

دل بدینطایفه تا صبر و توان هست مده

ماهی شست بتانیم و بدین دام خوشیم

یارب آزادی ما هرگز ازین شست مده

گر شوی کشته پی سرو بلندی باری

همت از دست بهر مرتبه پست مده

گه گهی نوش وصالی بچشان جان مرا

تلخی زهر فراقم همه پیوست مده

مدعی را بهل از دام غمت تا بجهد

باسیران محبت ره وارست مده

اهلی از دست تو گر چرخ ستاند همه چیز

همه عالم بده و ساقی سرمست مده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و روحیه بندگی و تسلیم در برابر معشوق می‌پردازد. شاعر به فرشته‌ای اشاره می‌کند که با سگش درباره بندگی صحبت می‌کند و می‌گوید که این موضوع فقط مربوط به او نیست، بلکه هرکس زندگی را تجربه کند، به این نتیجه می‌رسد. در وصف معشوق، شاعر بیان می‌کند که جلوه‌های زیبایی در حضور او درختان گل‌نشان را خجالت زده کرده و باعث سوز و آتش بهار می‌شود. همچنین به ناکامی‌های ماه در کنار او اشاره می‌کند و می‌گوید که با عشق و زیباییِ معشوق، برتری مطلقی دارد. در انتها، شاعر با تعجب از کسی که در محفل عشق قرار دارد می‌پرسد که چه کسی است که در چنین حالتی به آواز و لاف زدن می‌پردازد.