شمارهٔ ۱۳۰۳ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
تا دست بر اسباب سلامت نفشانی
از دامن خود گرد ملامت نفشانی
چون نقد روان میرود از دست تو ایدل
حیفست که بر آن قد و قامت نفشانی
زاهد مزن اینطعنه که در پای جوانان
سرمایه پیری بغرامت نفشانی
ای دیده مشو خیره بخورشید جمالش
تا هر طرفی اشک ندامت نفشانی
اهلی تو چنان سوخته گلخن عشقی
کاین گرد غم از خود بقیامت نفشانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و تأثیرات آن بر دیگران میپردازد. شاعر از معشوقهاش میگوید که با نگاهی ساده، هم عتاب و هم خنده را دارد و با این کار باعث زنده شدن احساسات و اشتیاق در او میشود. او میگوید که اگر معشوقه وارد شهر شود، همه زیباپسندان شرمنده خواهند شد. همچنین به آزادی و بندگی اشاره میکند، و از دلزدگی و ننگ خود به خاطر زیبایی و جوانی معشوقه میگوید. شاعر از آفتاب و باد نیز برای توصیف اثرگذاری معشوقهاش استفاده میکند و نشان میدهد که حتی در جمع، راحتی و مهربانی او باعث درد و رنج دیگران میشود. در نهایت، شعر نمایانگر احساسات پیچیده عشق و زیبایی است و تأثیر عمیق آن بر زندگی انسانی است.