نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۱۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)

بخدا که بزم ما را ز غم تو شامگاهی

نفروخت هیچ شمعی که نکشتمش بآهی

چه خوش آنکه میگذشتی سوی من بناز و کردی

چه تبسمی نهانی چه بلای جان نگاهی

منم آن شکار وحشی که ز تیر طعنه هرگز

نبود ز دست مردم گذرم بهیچ راهی

به طفیل خسروی کن نظری چو میتوانی

که بیک نظر کنی خوش دل ریش دادخواهی

تو نهال حسن و اهلی چه گیا که بر تو دستش

نرسد و گر رسد هم بکجا رسد گیاهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف احساسات عاشقانه و عواقب آن می‌پردازد. شاعر از وعده‌ها و لطف‌های معشوق صحبت می‌کند که به او عشق و زیبایی را هدیه داده‌اند. او به عشوه‌گری و نوازش‌های معشوق اشاره می‌کند که باعث سرخی چهره‌اش در جمع می‌شود و احساس غرور می‌کند. در نهایت، شاعر از تاثیری که نگاه معشوق بر دلش گذاشته و آزادی از غم و درد می‌گوید، در حالی که به نقد سخنان واعظ درباره مشکلات زندگی نیز اشاره می‌کند.