شمارهٔ ۱۳۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آن شاخ گل که رونق سرو و سمن ازوست
صد دل چو لاله غرقه به خون در کفن ازوست
شیرین دهان من چو لب یار می گزد
رشک هزار طوطی شکر شکن ازوست
گفتا که خون من به قیامت از او مخواه
تا روز حشر در دل من این سخن ازوست
آسوده ام چو اهلی از آن یار دلنواز
کاسایش دل صد همچو من ازوست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت خاص یک معشوق اشاره دارد. شاعر به شکوفهای (شاخ گل) اشاره میکند که باعث رونق درختان سرو و سمن است و همچنین عشق و زیبایی آن معشوق را با گل لاله و طوطی مقایسه میکند. او از شیرینی لبهای محبوبش میگوید و میافزاید که تا روز قیامت، این عشق در دل او باقی خواهد ماند. در نهایت، شاعر از آرامش خود در کنار این معشوق دلنواز سخن میگوید و این احساس را گنجی میداند که دلهای بسیاری را تسخیر کرده است.