شمارهٔ ۱۳۳۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
دگرم ز چشم گریان بهزار دلستانی
چو فرشته میخرامی که چو ماه آسمانی
ز قبای نیلگونت بگمان فتاده خلقی
که مگر به نیل چشمم گذری کنی نهانی
همه روز مهر خوبان ز حسود می نهفتم
تو ولیکن آفتابی ز کسی نهان نمانی
نه تو بودی ای پریرخ که زدی بتیغ خلقی
ز هلاک من چه ترسی بکشم چنانکه دانی
ز فسون چشم مستت که فسانه گشت اهلی
بجهان فتاده فتنه تو چه فتنه جهانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر در مورد عشق، امید و ناامیدی است. شاعر از معشوق خود میخواهد که به جای ایجاد غم و ناامیدی، به او عشق ببخشد و رنجهایش را کم کند. او به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره کرده و از او میخواهد که مانند عیسی، که زندگیبخش است، او را زنده کند. همچنین از بار خوبان و بزرگی گذشته یاد میکند و به دنبال لذت و مستی از زندگی است. در نهایت، شاعر از درد و غم خود صحبت میکند و میخواهد که معشوقش لبخند بزند و سایهاش را بر سر او افکند. پیام اصلی شعر عشق و جستجوی آرامش در دل معشوق است.