شمارهٔ ۱۳۴۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ز هستی تا نشان داری نشان تیر غم باشی
میان کشتگان خود را فکن تا کی علم باشی
ز شوق جام جم چندین چو زحمت میکشی صوفی
صفای دل طلب ارعشق تا خود جام جم باشی
ترا ساقی گهی بخشد حیات خضر کز مستی
نه بینی هستی خود با وجود خود عدم باشی
جهان گر هستیی دارد ز یمن دولت عشق است
چو عین عشق گردی تا جهان باشد تو هم باشی
به رسوایی بود مشهور مجنون در عرب اهلی
تو هم ناموس خود بشکن که مجنون عجم باشی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این غزل از شاعر به بررسی احساسات عاشقانه و دردهای دل میپردازد. شاعر به دیوانگی ناشی از غم و درد عشق اشاره میکند و میپرسد که در دنیای پر از غم، چه کسی واقعاً آزاد است. او به یار زیبایش اشاره میکند و میگوید اگر او را درک کند، این غلامی که برایش میسوزد، نشانهای از آزادی است. در نهایت، شاعر از یارانش مینالد که در غمهایش او را یاری نکرده و بر مردانگی و صداقت تاکید میکند.