نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳۵۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

گیرم دل من از غم دیوانه زیست باری

در عالم از غم دل وارسته کیست باری

ایشمع از آن پریرو و دیوانه گر نگشتی

این گریه از چه داری و آن خنده چیست باری

هرچند مهر گردون رحمی بکس ندارد

بر من بچشم رحمت گردون گریست باری

ای من غلام رویت گر میکنی قبولم

پیش من این غلامی آزادگی است باری

یاران بکامرانی مرد غمت نبودند

اهلی بنامرادی مردانه زیست باری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان حسرت‌ها و آرزوهای خود می‌پردازد و بیان می‌کند که حتی با وجود ستم و苦های زندگی، دلی پر از شوق و علاقه دارد. او به ارتباط خود با معشوق اشاره می‌کند و به این نکته تأکید می‌کند که در جستجوی رحمت و آرامش به جای اینکه به دنبال فرصتی باشد، باید به عمق وجود خود و تلاش خود برای دستیابی به عشق و زیبایی توجه کند. همچنین، شاعر بهشت و زیبایی‌های آن را به عنوان آرزویی دیگر به تصویر می‌کشد و پایان‌نامه‌اش را از طریق نیازی به کشف حقیقت و تجربیات واقعی در میکده و در کعبه بیان می‌کند. در نهایت، او از مخاطب می‌خواهد به دنبال آنچه واقعاً می‌خواهد برود.