شمارهٔ ۱۳۶۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
دلا، با شمع خویشت در نگیرد گریه و زاری
اگر آتش بجای اشک گرم از دیده میباری
مگر با جلوه رفتار او طاووس دعوی کرد
که بر طاووس میخندد به قهقه کبک کهساری
زدی تیری بغیر ایمه مرا آن از تو بر دل بود
عجب گر جان برم زینغم که زخمی خورده ام کاری
شهید عشق اگر بردار گردد دولتی باشد
بیا باشد کزین دولت مرا محروم نگذاری
تو مست خواب خوش شبها چه دانی حال بیداران
مگر احوال ما داند سگ کویت به بیداری
مگر روز قیامت باز گویم آنچه من دیدم
شب هجران ز تنهایی و بیداری و بیماری
نظر بازی مکن بر روی خوبان دو کون ایدل
که اینجا شرمساری بینی و آنجا گرفتاری
بصد خون جگر فرهاد اگر در کوه راهی کرد
تو همت پیشه کن اهلی که کوه از پیش برداری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف حال و روز عاطفی و روحی فردی میپردازد که در دل غم و رنج بیشتری قرار دارد. او با زبانی استعاری احساس تنهایی، زردی و بیحالی خود را ابراز میکند و به زیباییهای عشق و زندگی اشاره میکند. شاعر از محبوب خویش میخواهد که به سختیهای او و دیگران توجه کند و به آنها کمک کند. او همچنین به دوستیهایی اشاره میکند که ممکن است در عرصه عشق با چالشها و مشکلاتی روبهرو شود. در نهایت، او به دعا برای رسیدن به آسایش و پذیرش در دلها اشاره دارد.