شمارهٔ ۱۳۸۴ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
گشاد خنده زنان چشم برمن آفت جانی
چه خنده یی چه نگاهی چه نرگسی چه دهانی
بچهره چشم فروزی بعشوه مرد گدازی
عجب ملیح بیانی غریب چرب زبانی
رخی چه نازک و دلجو قدی چه چابک و رعنا
نه رخ که ماه تمامی نه قد که سرو روانی
کجا ملاحت لیل کجا حلاوت شیرین
ازین شکر دهنی فتنه یی بلای جهانی
خموش اهلی ازین نکته تا کسی نبرد پی
که داد این سخن آشنا غریب نشانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساس عمیق عشق و ارادت شاعر به معشوق است. شاعر به لطافت و زیبایی معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که نسبت به هیچکس دیگری مقایسه نشود. او در حالتی از شوق و جنون است که عشقش به معشوق را به تصویر میکشد و تأکید میکند که حتی در وصف عشق و زیباییهای معشوق ناتوان است. شاعر همچنین به تأثیرات مثبت و منفی عشق اشاره میکند و نشان میدهد که چگونه عشق او را به سمت حالتی از هیجان و نشاط میبرد، در حالی که به دلیل وفور عشقش به معشوق، احساس تنهایی و بینشانی میکند. این اشعار به زیبایی و عمق احساسی که عشق میتواند در دل ایجاد کند، پرداخته است.