نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

تو گر پروانه‌ای همچون خلیل آتش گلستان است

که ظاهر آتشست آن شمع و پنهان آب حیوان است

مرا در وادی محنت، غم مردن کجا باشد

در این ره زندگی سخت است ورنه مردن آسان است

کسی کو عیب من کردی چو دید آن تیغ مژگان را

هزارش رخنه در دل کرد و سخت اکنون در آن جان است

مخور در ظلمت عالم فریب از چشمه مهرش

سراب است این که پنداری تو آب خضر رخشان است

چرا یوسف کند عیب زلیخا، گر درد جیبش

که دامن گیر او آخر همین چاک گریبان است

چراغ همت زاهد چو برق اندک ثبات آمد

درآ در سایه ساقی که او خورشید تابان است

به سیل گریه اهلی را سر آمد عمر و آن مسکین

ز خوناب جگر چشمش هنوز آلوده امان است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی پیچیدگی‌های زندگی و عشق می‌پردازد. شاعر با استفاده از تصاویر و نمادها، همچون پروانه و شمع، به وجدانی عمیق اشاره می‌کند که در پسِ زیبایی‌ها و ظواهر، درد و رنج نهفته است. او به این نکته می‌پردازد که مرگ آسان‌تر از زندگی پرمشقت است و عیب‌های انسان‌ها در زندگی عیان می‌شود. شاعر همچنین به فریبندگی عشق و عشق‌های یک‌سویه اشاره می‌کند و از پنداری اشاره می‌کند که ممکن است افراد درباره عشق و محبت داشته باشند. در نهایت، او به زندگی زاهد اشاره می‌کند که درونش خالی از ثبات است و به غم مسکینی اشاره می‌کند که عمرش در غم و اندوه سپری شده است. این شعر به نوعی تجلی‌گر درد و حقیقت زندگی انسانی است.