نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

شمع را پیش رخت اشک نیاز اینهمه چیست

گرنه سر گرم تو شد سوز و نیاز اینهمه چیست

صد کنار از غم سرد تو پر آب است ز اشک

بکناری بنشین شوخی و ناز اینهمه چیست

گر بمحراب حقیقت بود ابروی بتان

سجده اهل حقیقت به مجاز اینهمه چیست

ای خضر گر نشوی کشته آن آب حیات

خود بگو خاصیت عمر دراز اینهمه چیست

ماچو در پای تو نقد دو جهان یافته ایم

چشم شوخ تو بما شعبد باز اینهمه چیست

اهلی،آن عهد شکن گرنه پشیمان زوفاست

خشم و نازش بمن غمزده باز اینهمه چیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و درد ناشی از آن است. شاعر با استفاده از استعاره‌های مختلف، احساسات خود را نسبت به معشوق بیان می‌کند. او از اشک و نیاز خود صحبت می‌کند و می‌پرسد که چرا این همه احساس و غم در دل دارد. شاعر همچنین به دنیای واقعی و مجازی اشاره می‌کند و می‌پرسد اگر زیبایی معشوق واقعی باشد، چرا باید به مجاز سجده کند. او به جوهر زندگی و ارزش عمر طولانی نیز اشاره می‌کند و در نهایت به خواست و ناز معشوق و تأثیر آن بر خود اشاره می‌کند.