شمارهٔ ۱۷۷ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ما عاشقیم و روی بتان قبله گاه ماست
بر جرم عاشقی همه عالم گواه ماست
از شوخی نظر دل ما خون بریخت
هر بد که کرد دیده ما پیش راه ماست
ما برق آه خود بفلک بر کشیده ایم
جرم ستاره سوختگی هم گناه ماست
گر در ره وفا نکنیم استخوان سفید
پس وای بر خجالت روی سیاه ماست
از آفتاب حسن تو شب در جهان نماند
مارا اگر شبی است هم از دود آه ماست
دشمن که قصد کشتن ما آرزو کند
بدخواه حال ما نبود نیکخواه ماست
تاب نظر نیاورد آن گل زناز کی
اهلی نگه مکن که ملول از نگاه ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و وابستگی عاطفی شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر میگوید که عشق آنها قابل اثبات است و همه جهان بر حقیقت آن گواهی میدهد. او از درد دل و غم ناشی از عشق میگوید و اشاره میکند که اگر در مسیر وفا باشیم، نباید خجالتزده شویم. همچنین، به زیبایی معشوقش اشاره کرده و تأثیر آن را بر شب و روز زندگیاش ذکر میکند. در نهایت، او به ناتوانی دشمنانش در آسیب رساندن به او اشاره میکند و میگوید که زیبایی معشوقش طاقتفرساست.