نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۴ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روی کسی چو صورت آینه سوی تست

کز خویشتن تهی و پر از مهر روی تست

ای آفتاب بر فلک همچو ماه تو

پشتش از آن خمیده که مایل بسوی تست

تنها نه از حدیث تو من در حکایتم

هر جا که میروم همه این گفتگوی تست

گل را بخاک کوی تو لاف صفا چراست

چون آب روی گل همه از خاک کوی تست

ای نوگل بهشت که مستم زبوی تو

بوی بهشت گر بودم هم ببوی تست

مارا ز جعد موی تو مشکل حکایتی است

گر مشکلی گشاده شود هم زموی تست

اهلی چو شیشه خنده ساقی ره توزد

کاین گریه های تلخ گره در گلوی تست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و زیبایی معشوق می‌پردازد. شاعر معشوق را چون آینه‌ای توصیف می‌کند که پر از مهر و محبت است. او معشوق را به خورشید و ماه تشبیه می‌کند و بیان می‌کند که همواره در فکر و گفتار اوست. همچنین، شاعر به زیبایی‌های طبیعت و بوی بهشت اشاره می‌کند و عشق خود را نسبت به معشوق عمیق و دلنشین می‌داند. در پایان، شاعر در بیان مشکلات ناشی از عشق، به جعد مو و خنده معشوق اشاره می‌کند و حسرت و غم را در دل خود حس می‌کند.