نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹۶ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

جز داغ دلم چراغ شب نیست

وز طالع تیره این عجب نیست

گر با سگت از ادب زنم دم

او عفو کند ولی ادب نیست

تو نخل مرادی اینقدر هست

کامید کس از تو یک رطب نیست

در عالمی ام ز مستی عشق

کآنجا مه و سال و روز و شب نیست

اهلی ره عقلت آن پری زد

دیوانگی تو بی سبب نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به بیان احساسات عمیق عاشقانه و درد و رنج ناشی از عشق می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که تنها اندوه دلش در شب، روشنایی ندارد و از تقدیر تیره‌اش شگفت‌زده است. او به تواضع و ادب در رابطه‌ها اشاره می‌کند و به زیبایی و مقام معشوق اشاره می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند از او بهره‌ای ببرد. شاعر در جهانی غرق در عشق به سر می‌برد که در آن زمان و روز و شب وجود ندارد. همچنین، از تأثیر عشق بر عقل و دیوانگی‌ اش سخن می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که جنون عاشقی بی‌دلیل نیست.