شمارهٔ ۲۰۹ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گنج قارون بزمین رفت و ملامت باقی است
عشق گنجی است که تا روز قیامت باقی است
پیش تابوت من ای نخل خرامان بگذر
که هنوزم هوس این قد و قامت باقی است
هر که در پای سگت کشته نشد روز وصال
گرچه جان داد به هجر تو غرامت باقی است
گر کشندت بملامت نکنی توبه ز عشق
سخن من بشنو ورنه ملامت باقی است
من سگ کوی مغانم که درین قحط کرم
نیست جز میکده جایی که کرامت باقی است
اهلی از سر بگذر یا بکناری بنشین
گر نیی مرد بلا کنج سلامت باقی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت و ماندگاری عشق و پیوندهای عاطفی اشاره دارد. شاعر اذعان میکند که ثروتهای مادی از بین میروند، اما عشق همچنان باقی میماند. او از نخل به عنوان نمادی از زیبایی یاد میکند و میگوید که حتی پس از مرگ نیز علاقهاش به آن زیبایی باقی است. در ادامه، اشارهای به رنج و دشواریهای عشق دارد و تأکید میکند که اگر کسی به عشق وفادار نماند، او همچنان دچار عذاب خواهد بود. نهایتاً، شاعر خود را به عنوان پیرو عشق معرفی میکند و از جایی که محبت و دوستی وجود دارد، یاد میکند.