شمارهٔ ۲۶۷ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
روی تو مصحفی است که در آن خوبی است
خال تو آیتی است که در شان خوبی است
جان جهان، ملاحت روی تو تازه کرد
خوبی است جان عالم و آن جان خوبی است
طغرای ابرویت چو مه نو تمام کرد
منشور دلبری که ز دیوان خوبی است
آهسته ران که توسن حسن تو پست ساخت
جولان هرکه در سر میدان خوبی است
رخسار دلفروز تو زان لعل پرنمک
این معدن ملاحت و آن کان خوبی است
روی چو آتشت گل باغ جوانی است
قد خوشت نهال گلستان خوبی است
سلطان اگر ربود دلش خوبی غلام
اهلی غلام اوست که سلطان خوبی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیباییهای ناشی از محبوب است. شاعر از ویژگیهای چهره و ابروهای محبوب خود سخن میگوید و آنها را آیات و نشانههای زیبایی میداند. او بیان میکند که زیبایی محبوب جان جهان را تازه کرده و محبت او دلها را تسخیر کرده است. همچنین، شاعر به قدرت و تأثیر زیبایی محبوب در دل و جان دیگران اشاره میکند و نهایتاً زیبایی را به عنوان کلیدی برای خوشبختی و بهتر زندگی کردن میشناسد.