نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خوش آنکه دور فلک بر مراد من میگشت

که خار گلشن بختم گل و سمن می گشت

خوش آنکه بر من لب تشنه خون ترش میشد

مرا از آن ترشی آب در دهن می گشت

خوش آنکه از سخنم لب چو غنچه گر بستی

دگر شکفته تر از گل بیک سخن می گشت

خوش آنکه گر گرهی می فتاد در کارم

گره گشای من آن زلف پرشکن می گشت

خوش آنکه در ظلمات غم آن لب شیرین

ز خنده چشمه حیوان به چشم من می گشت

خوش از آنکه از رخ آن بت هزار عاشق مست

بیک نظاره که می کرد برهمن می گشت

خوش آنکه گاه تبسم هزار چون اهلی

فدای آن لب شیرین و آن دهن می گشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات عاشقانه و شادی‌های مرتبط با عشق اشاره دارد. شاعر از اتفاقات خوشایند و لحظات شیرین در عشق صحبت می‌کند. او به تصویری از زندگی پر از لذت و زیبایی اشاره دارد که در آن زخم‌های عشق به گل‌ها و خوشبوها تبدیل می‌شود. هر یک از ابیات به توصیف خوشبختی‌هایی می‌پردازد که از عشق می‌آید: لب‌های شیرین، زیبایی‌های معشوق و لحظات شادی‌بخش. در نهایت، این شعر نشان‌دهنده‌ی عمق احساسات و زیبایی‌های ناشی از عشق است.