نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۱ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

سینه ایصوفی اگر صاف است چو آیینه ات

هر چه خواهی رو نماید از صفای سینه ات

خاطرت گنجینه مهرست بیمهری مباش

حیف باشد کر گهر خالی بود گنجینه ات

مهر یوسف پیشه کن وز فتنه انجم مترس

گرچه دندان تیز کرد این گرگ پیر از کینه ات

ایکه با یار نوت یار کهن از یاد رفت

یاد کن ای بیوفا از عاشق دیرینه ات

این چنین کز یاد خود بردی مرا نبود عجب

گر بیاد امروز نبود وعده دوشینه ات

ساکن میخانه شو زاهد که ترسم روز مرگ

مست بیرون آورند از مسجد آدینه ات

بت بزی خرقه داری اهلی از تقوی ملاف

تا نسوزد برق غیرت خرقه پشمینه ات

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان مفاهیمی چون صفای درونی، مهر و محبت، و یاد از گذشته می‌پردازد. شاعر با اشاره به اینکه سینه‌ای صاف و پاک مانند آیینه می‌تواند هر چیزی را نشان دهد، به اهمیت درون‌نگری و صفای قلب اشاره می‌کند. او همچنین بر ارزش دوستی و محبت تأکید کرده و از بی‌وفایی و فراموشی سخن می‌گوید، و اینکه یاد عاشقان دیرینه همیشه باید حفظ شود. در پایان، شاعر به ترس از روز مرگ اشاره می‌کند و از زاهدان می‌خواهد که به میخانه بروند و از زندگی بهره‌مند شوند، زیرا ممکن است در روزهای پایانی، از عبادات خود بازمانند. همچنین به خطراتی که ممکن است خرقه تقوای ظاهری را تحت تأثیر قرار دهد، اشاره می‌شود.