شمارهٔ ۳۱۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عندلیب از حسن گل افروختن داند که چیست
هرکه با شمعی در افتد سوختن داند که چیست
او که صبر آموزدم روزی اگر عاشق شود
تلخی عاشق بصبر آموختن داند که چیست
هرکه همچون غنچه بشکافد دل پر حسرتش
از تو حسرت در درون اندوختن داند که چیست
پیر کنعانی که چشم از روی یوسف دوخته است
دیده از روی جوانان دوختن دارند که چیست
برق غیرت شمع را اهلی پی پروانه سوخت
کآتش از داغ ستم افروختن داند که چیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار درباره تجربههای عاشقانه و دردهای ناشی از عشق است. شاعر به تشبیههای مختلف اشاره میکند که نشاندهندهی عمق احساسات و آگاهی افراد از مشکلات و سختیهای عشق است. هر یک از بیتها به یک جنبه خاص از عشق و دلسوزی اشاره دارد، مثلاً صبر کردن در برابر درد عشق، حسرت در دل داشتن و اشتغال خاطر نسبت به معشوق. در کل، این شعر بیانکنندهی پیچیدگیهای احساسات انسانی و مواجهه با چالشهای عشق است.