نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گر کشد خصم بزور از کف من دامن دوست

چکند با کشش دل که میانمن و اوست

غایت مهر و وفا داری من می بیند

ناز او با من از آن است نه از تندی خوست

با که گویم غم بدخویی آن مایه لطف

که ببخت من شوریده چنین عربده جوست

ایکه سر تا قدمت جمله نکو می بینم

اینکه باما بسر جور و جفایی نه نکوست

صوت بلبل نبود غیر دعا گویی گل

گوش کن ناله اهلی و مگو بیهده گوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به یک معشوق سخن می‌گوید. او به نارضایتی و ناامیدی ناشی از جدایی و خصومت‌ها اشاره دارد و می‌پرسد اگر دشمن بتواند دوستش را از او بگیرد، دلش چه خواهد کرد. شاعر به وفا و مهربانی خود تأکید می‌کند و می‌گوید که ناز و محبت معشوق از روی خُلق بد او نیست بلکه ناشی از عشق اوست. او از غم و بدخویی که با آن دست و پنجه نرم می‌کند، می‌گوید و توضیح می‌دهد که زیبایی ظاهری معشوق هیچ ارتباطی با رفتارهای ناپسندش ندارد. در نهایت، شاعر به صدای بلبل و ناله‌های عاشقانه اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که این ناله‌ها بی‌دلیل نیستند.