نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۳۳ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

بی شمع رخت هیچ صفا در دل ما نیست

بالله که بی روی تو در کعبه صفا نیست

خواهم سخنی گفت مرنج ای گل رعنا

حیف است که با چون تو گلی بوی وفا نیست

ما اهل وفاییم و زجور تو ننالیم

جایی که وفا هست غم از جور و جفا نیست

هر نکته خوبی که خدا داد به خوبان

جز مهر و وفا هیچ نبینم که ترا نیست

تا روی تو دیدیم دمی نیست که مارا

رویی بسوی قبله و دستی بدعا نیست

هرچند که صد مرده کنی زنده چو عیسی

تا جان ندهد عاشق دلخسته دوا نیست

اهلی سگ کوی تو شد ای کعبه مقصود

صید حرم است او مکشش چونکه روا نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و وفا است و به اهمیت روی معشوق اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که بدون حضور عشق و زیبایی معشوق، دل انسان هیچ صفایی ندارد و حتی در مکان‌های مقدس مانند کعبه نیز نمی‌توان تحقق صفا را تجربه کرد. او به گل رعنا (معشوق) می‌گوید که آسیب زدن به او حیف است، زیرا ارزش واقعی عشق و وفا در اوست. شاعر به وفا و شکنجه‌های عشق اشاره می‌کند و می‌گوید کسانی که به عشق وفادارند، از بدی‌ها و ناملایمات نمی‌نالند. در نهایت، پیام عاشقانه او به این نکته می‌رسد که حتی معجزات نیز بدون عشق واقعی نمی‌توانند دل عاشق را شفا دهند، و عشق حقیقی به سوی او را طلب می‌کند.