شمارهٔ ۳۵۴ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
برقی که ز نعل فرس سیم تنی خاست
آهی است که از سینه خونین کفنی خاست
پروانه صفت آتش غیرت جگرم سوخت
هرگه که از آن شمع بمجلس سخنی خاست
بر محنت فرهاد بسی گریه که کردم
هرجا که صدای طبر کوهکنی خاست
بی باده من امروز بسی تازه دماغم
بویی مگر از جانب گل پیرهنی خاست
حال شب اهلی چه شناسی تو که هر صبح
چون گل ز برت غنچه لبی سیم تنی خاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر، تصویری از عشق و احساسات عمیق را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیهات زیبا، احساسات خود را بیان میکند. در این اشعار، برق و آه به عنوان نمادی از عشق و اندوه مطرح شدهاند. شاعر به غم و رنجی که از عشق میکشد اشاره میکند و از یادآوری داستان فرهاد و شیرین و دلتنگیهایش سخن میگوید. همچنین، زیبایی و تازگی عشق را با بوی گل مقایسه میکند و به نشانههای عشق و عشقورزی در صبحگاه اشاره میکند، با تأکید بر زیبایی و لطافت احساسات. به طور کلی، این شعر احساسات عمیق عاشقانه و غمگینی را با تصاویری زیبا و شاعرانه بیان میکند.