شمارهٔ ۳۶۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
عمر من تا کی بآه آتشین خواهد گذشت
آه اگر دور از تو عمر من چنین خواهد گذشت
ای سهی قامت چو جولان آوری بر خاک من
صد قیامت بر سرم زیر زمین خواهد گذشت
گر کمین بر صید دولت کرده یی بیدار باش
چشم تا برهم زنی صید از کمین خواهد گذشت
سیل اشک از دیده من سر بصحرا کرده است
تاچها بر مردم صحرانشین خواهد گذشت
گر سر ما لایق فتراک آن خورشید روست
زین شرف مارا سر از چرخ برین خواهد گذشت
شادی و غم هردو را بنیاد بر باد هواست
تا نگه کردی هم آن اهلی هم این خواهد گذشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به سپری شدن عمر خود بدون حضور معشوق اشاره میکند و از تاثیر جدایی بر زندگیاش میگوید. او با استفاده از تشبیهات مختلف، احساسات خود را بیان میکند و بر این نکته تاکید دارد که هر لحظه بدون محبوب، دردآور و گذراست. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که خوشیها و غمها هر دو موقتی هستند و با گذر زمان از بین خواهند رفت.