نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۲۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

چشم ز گریه خانه مردم پر آب کرد

طوفان اشک من همه عالم خراب کرد

گفتی لب مراست بدلها حق نمک

حقا که این نمک جگر من کباب کرد

ز امید می ز لعل تو مردیم در خمار

با ما شراب لعل تو کار سراب کرد

وصلت نصیب مردم بیدار شد ز بخت

مارا بعشوه نرگس مستت بخواب کرد

حسنت چراغ دیده و دل هر دو بر فروخت

کاری که کرد حسن تو کی آفتاب کرد

اهلی رضای دوست پسندد ز کام خود

از هرچه خوانده است همین انتخاب کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و دل‌شکستگی شاعر پرداخته است. شاعر از طوفان اشک و غم خود می‌گوید که خانه مردم را پر آبی کرده و زندگی‌اش را خراب کرده است. او از ندامت و درد ناشی از عشق سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که عشق معشوقش، خودخواهانه و دل‌خراش است. شاعر همچنین به یادآوری لحظه‌های شیرین وصال و اثرات عمیق زیبایی معشوقش بر دل و دیده‌اش می‌پردازد و در انتها به این نتیجه می‌رسد که عشق واقعی، انتخاب دلخواه است که با درک و رضایت از سوی معشوق همراه است.