نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۲ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شاهان اگر بصحبت رندان نظر کنند

شاید که نازو سروری از سر بدر کنند

با دشمنان عتاب بود مصلحت ولی

با دوستان بچشم عنایت نظر کنند

خون دلم چنین که دو لعل تو میخورند

دل رفت و رخنه عاقبتم در جگر کنند

مارا بهشت صحبت پیرست و جام می

طفلان راه میل به شیر و شکر کنند

اهلی مگوی شرح غم خود به گلرخان

ایشان کجا تحمل این درد سر کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی روابط بین شاهان و رندها می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که اگر شاهان به رندان توجه کنند، ممکن است به ناز و زیبایی دست یابند. او اشاره می‌کند که با دشمنان در ظاهر باید تند رفتار کرد، ولی با دوستان باید با عطوفت و محبت برخورد شود. همچنین شاعر از عشق و اندوهی که به خاطر معشوق احساس می‌کند سخن می‌گوید و به بهشت گفتگو با پیران و لذت از جام می اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به دوستانش توصیه می‌کند که از درد و غم‌هایشان برای محبوبان خود نگویند، زیرا آن‌ها قادر به درک این نوع درد و رنج نیستند.