نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۳۵ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

خوبان که نیش بر جگر ریش می‌زنند

نوشی نمی‌دهند چرا نیش می‌زنند

خار از دلم به زخم زبان کی برون شود؟

بیهوده سوزنی به دل ریش می‌زنند

در حیرتم که ماه‌وَشان از چراغِ حُسن

آتش چرا به خرمن درویش می‌زنند

ره بر بتان به عقل که بندد؟ که این سپاه

اول به عقل مصلحت‌اندیش می‌زنند

پیش سگان او که ملک در حساب نیست

بیگانه مردمی که دم از خویش می‌زنند

اهلی صبور باش که مرهم‌پذیر نیست

زخمی که گل‌رخانِ جفاکیش می‌زنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زخم‌های روحی و عاطفی ناشی از رفتار خوبان و زیبایان سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که این افراد با نیش زبان و دلخوری، به جای اینکه محبت و دوستی به مردم بدهند، به دیگران آسیب می‌زنند. شاعر تعجب می‌کند که چرا زیبایی‌های آن‌ها موجب آتش و درد دل دیگران می‌شود و بر این مسأله تأکید می‌کند که عقل و اندیشه نمی‌تواند در برابر چنین رفتارهایی مانع شود. در نهایت، او به صبوری و صلح دعوت می‌کند، زیرا زخم‌هایی که زیبایان به دیگران می‌زنند، به راحتی درمان نمی‌شوند.