شمارهٔ ۴۳۶ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
امروز دل از آینه جان نظرت کرد
عاشق نظر امروز بچشم دگرت کرد
می نوش که مهلت نبود در چمن عمر
کز آب حیاتی که بباید گذرت کرد
در میکده از جرعه کسی هیچ کمی نیست
سودای زیادت طلبی در بدرت کرد
افسانه واعظ خبر گمشدگان است
خاک ره او باش که از خود خبرت کرد
خوش باش اگرت یار جدا کرد سر از تن
شکر کرمش گوی که بی درد سرت کرد
اول بکشیدی ز قدم یار که سهل است
امروز مکن ناله که ره در جگرت کرد
اهلی،مس قلبی تو، ولی زر شوی از عشق
زان روی که اکسیر سعادت نظرت کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و زندگی است. شاعر به زیباییهای عشق و لحظات گذرا اشاره میکند. او میگوید نباید در زندگی از لذتها غافل شد و از فرصتها بهره برد، چرا که عمر کوتاه است. در میخانه، با وجود کمبود، لذت واقعی وجود دارد و نگرانی درباره آینده بیفایده است. همچنین به غم جدایی از یار و ارزش عشق اشاره میکند و میگوید عشق میتواند انسان را به سعادت برساند. در نهایت، شاعر مردم را به لذت بردن از زندگی و عشق دعوت میکند.