شمارهٔ ۴۳۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر سگان تو انیس من محزون شده اند
آهوانند که همصحبت مجنون شده اند
ایکه در حلقه بزم طربی یاد آور
زان اسیران که درین دایره بیرون شده اند
خاک راهند ز جور تو بتان با همه ناز
نازنینان بنگر کز ستمت چون شده اند
آفتابی تو و عیسی صفتان ذره تو
خاک راهند اگر بر سر گردون شده اند
تو خطان با همه جان بخشی لعل لب خوش
فتنه آن خط سبز و لب میگون شده اند
دل پریشانی عشاق چو اهلی ز لب است
دردمندان تو آشفته نه اکنون شده اند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به احوال عاشقان و دلدادگان اشاره میکند که تحت تاثیر محبوب و ناز او دچار غم و اندوه شدهاند. او از آهوها و سگان به عنوان نمادهایی برای اشاره به افرادی که با درد دوری و ستم عشق مواجهاند، استفاده کرده و به زیباییهای محبوب اشاره میکند. در نهایت، شاعر به وضعیت دل عاشقان و پریشانیهای آنان اشاره دارد که به خاطر عشق و دوری از محبوب، دچار آتش و اضطراب شدهاند. تمام این مضامین نشاندهندهی عمق احساسات و تاثیر عشق بر زندگی انسانهاست.