نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۳ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

من اگر حسرت روی تو چنین خواهم برد

حسرت روی زمین زیر زمین خواهم برد

گر به جنت ره من با دل پر آه دهند

دوزخی را بسوی خلد برین خواهم برد

غیرت دین اگرم پرده ز نار کشد

بس خجالت که من بیدل و دین خواهم برد

کی ازین سودن رخ بر در مسجد من مست

سرنوشت ازل از لوح جبین خواهم برد

من نه آنم که چو اهلی پی معراج مراد

منت همرهی از روح امین خواهم برد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از حسرت و آرزوهای خود سخن می‌گوید. او بیان می‌کند که اگر حسرتی به کسی داشته باشد، آن حسرت را با خود به زیرزمین می‌برد و اگر به بهشت هم برود، دوزخی را نیز با خود به آنجا خواهد برد. شاعر همچنین به عفت و غیرت دین اشاره می‌کند و احساس خجالت و عذاب وجدانی را که به خاطر دوری از دین حس می‌کند، بیان می‌کند. او به این نکته اشاره دارد که حتی در شرایط سخت، سرنوشت خود را تحت کنترل دارد و نمی‌خواهد مانند دیگران تنها منتظر معجزه یا کمک دیگران باشد. به عبارتی، او خواهان استقلال و خودکفایی در مسیر معنوی و دینی‌اش است.