نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۴۹ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کار ما عشق است و مارا بهر آن آورده اند

هر کسی را بهر کاری در جهان آورده اند

اینهمه افسانه کز فرهاد و مجنون ساختند

شرح حال ماست یکی یک در بیان آورده اند

عاشقانرا عشق اگر چونشمع میسوزد رواست

تا چرا سوز نهان را بر زبان آورده اند

آندو لعل لب که جان بخشید چون آب حیات

در سخن صد همچو عیسی را بجان آورده اند

در طریق عاشقی اهلی ز کشتن چاره نیست

خوش بر آ، کامروز ما را در میان آورده اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و معنای آن در زندگی اشاره می‌کند. او می‌گوید که هر انسان برای کاری خاص به دنیا آمده و کار آنها عشق است. همچنین به داستان‌های مشهور عاشقان فرهاد و مجنون اشاره می‌کند و بیان می‌کند که عشق واقعی مانند شعله‌ای سوزان است و باید به آن افتخار کرد. شاعر تأکید می‌کند که زیبایی عشق و اندوه آن باید بیان شود و در نهایت می‌گوید که در مسیر عاشقی، گاهی باید تحمل رنج و درد را پذیرفت.