شمارهٔ ۴۹۲ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خوشباس که روزی گل امید برآید
روشن شود این ظلمت و خورشید برآید
بی نور نماند شب تاریک کس آخر
گر مه نبود صبر که ناهید برآید
دولت ز در میکده جو زانکه بجامی
درویش بصد حشمت جمشید برآید
گل یک دو سه روزیست بیا ساغر می گیر
سرمست گلی باش که جاوید برآید
از غیر مجو فیض محبت که محال است
وین میوه محال است که از بید برآید
یاران سخن راست همین است که گفتم
در باغ جهان هرچه بکارید برآید
نومید مشو اهلی از ایام که آخر
مقصود شود حاصل و امید برآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره امید و روشنایی در زندگی است. شاعر به این نکته اشاره میکند که بعد از تاریکی و ظلمت، روزی فرا خواهد رسید که امید و روشنایی ظاهر میشود. او از لذت و خوشبختی ناشی از می و شادی در باغ زندگی صحبت میکند و میگوید که در نهایت، هر چیزی که در زندگی بکارید، ثمرهاش را خواهید دید. در پایان، شاعر همه را به امیدواری و عدم ناامیدی دعوت میکند، زیرا هرگز نباید از آمدن روزهای بهتر ناامید شد.